"به نام آفریننده دلها"

گرد آورندگان: زهرا مسلمی – زهرا سیلانی

استاد: سرکار خانم دولت آبادی

 موضوع:سیزده بدر   

13بدر:

روز سيزده نوروز، ايرانيان بنابر سنتي ديرينه به باغ و دشت و صحرا مي‌روند و روز خود را در بيرون از خانه سپري مي‌كنند. سيزده بدر جشن واقعي بهار است. طراوت و سرسبزي به طبيعت بازگشته و طبيعت مردم را به سوي خود مي‌خواند. در سال‌هاي اخير كه بحث‌هاي حفاظت از محيط زيست بيشتر مطرح شده است، سيزده بدر را روز طبيعت نامگذاري كرده‌اند. طبيعتي كه همواره در ايران مورد احترام و ستايش بوده و مردمان اين سرزمين در حفظ و پاكيزگي آن كوشيده بودند. معلوم نيست بهانه بيرون رفتن در چنين روزي چه بوده است؟ آيا بنابر تصور امروزي، براي پرهيز از نحوست سيزده بوده يا دليل وجودي آن، تجليل از زيبايي‌هاي بهارانه طبيعت است؟
به نظر زنده ياد دكتر «مهرداد بهار»، سيزده بدر نمادي از آشوب ازلي است. جشن‌هاي نوروزي در واقع جشن‌هاي پايان يافتن سال گذشته و آغاز سال جديد و سيزدهمين روز نماد آخرين روزهاي سال است.

دوازده روز نوروز تداعي كننده دوازده ماه سال است كه در قديم دوازده ماه سي روزه بوده و پنج روز در پايان سال باقي مي‌مانده كه به آن «پنجه دزديده» مي‌گفتند و به صورت نمادين در سيزدهمين روز نوروز باقي مانده است. اين روز يادآور آشوب ازلي پيش از آفرينش است و از آنجا كه هر گونه بي‌نظمي، نحس به شمار مي‌آيد، اين نحوست دامنگير روز سيزده فروردين نيز شده است و همان طور كه پنجه دزديده مقدس نيست، سيزده بدر هم مقدس نيست. رسم‌هايي نيز كه در اين روز اجرا مي‌شود، به نوعي يادآور همان آشوب ازلي است. زندگي از هنجار روزهاي عادي خارج مي‌شود؛ مردم در خانه‌هاي خود نمي‌مانند تا نحوست اين روز را از خود برانند؛ در اين روز، خانه‌هاي خود را جارو نمي‌زنند (همان پرهيز از نظم)، براي سلامتي و رسيدن به آرزوها سبزه گره مي‌زنند و در برخي شهرها، سيزده نوع تنقلات مي‌خورند. حتي در گذشته، مردم قيد و بندي براي رفتارهاي خود در روز سيزده نمي‌پذيرفتند و با پرخوري‌ها و هوسبازي‌ها و شاد‌خوارگي‌ها نظم و قرار‌هاي اجتماعي را بر هم مي‌زدند و آشوب و آشفتگي‌هايي در روال معمول زندگي خود پديد مي‌آوردند.
زنده ياد دكتر «بهرام فره وشي» ناخجستگي اين روز را ناشي از حوادث بزرگ كيهاني و واقعه‌هاي سهمگين و ناگواري همراه با زمين لرزه و ويراني مي‌داند كه در دوران اساطيري و تاريخي در روز سيزدهم سال نو در جهان رخ داده بود و اين باور را در انديشه مردم به وجود آورده بود كه در هر چند هزار سال يك بار در همين هنگام سال، بلايي آسماني فرا خواهد رسيد. از اين رو، مردم به طور سنتي در هر سال به هنگام روز سيزدهم فروردين ماه منتظر زمين لرزه‌اي سهمگين بوده‌اند و به همين دليل، خان و مان خود را رها مي‌كردند و در اين روز در زير سقف و بام نمي‌ماندند تا اگر زمين لرزه‌اي فرا رسد از آسيب در امان باشند. رفته رفته روز سيزدهم سال و درپي آن عدد سيزده نحس شمرده شد و ترس و وحشتي رواني براي تمام مردم روي زمين پديد آورد.
برخي از پژوهشگران نيز عقيده دارند كه مفهوم ناخجستگي روز سيزده فروردين در نخستين سال رصد زرتشت پديد آمد كه سيزده فروردين با روز سيزدهم ماه قمري همان سال شد گرديد و آفتاب و ماه در مقابل يكديگر قرار گرفتند. منجمان اين روز خاص استثنايي را نحس خواندند و گفتند مردم از خانه‌ها خارج شوند و به صحرا بروند تا نحوست اين روز را در بيابان به در كنند.
دكتر «صادق رضازاده» شفق منشا اين عقيده را يوناني مي‌داند و مي‌گويد: «به موجب عقيده يونانيان قديم، انجمني مركب از خدايان دوازده‌گانه منعقد بود، نفر سيزدهمي وارد مي‌شود و يكي از آنها را مي‌كشد و مجلس را بر هم مي‌زند. از آن زمان عدد سيزده منحوس و بدشگون شد.
دكتر «محمود روح‌الا‌ميني» ضمن تاييد نظر دكتر بهار، عقيده دارد كه سيزده بدر گرچه يادآور آشوب ازلي است اما نحس نيست و نحوست عدد سيزده كه اين چنين در فرهنگ ما ريشه دوانيده است، تفكري مسيحي است. در شام آخر، حضرت عيسي (ع) با دوازده تن از حواريون خود، جمعا سيزده نفر شركت داشتند و سيزدهمين نفر به آنان خيانت كرد كه منجر به مصلوب شدن مسيح شد. اين تفكر چنان در باورهاي مسيحيان جهان رسوخ كرده كه در كشورهاي اروپايي و امريكايي، سيزده نفر بر سر سفره نمي‌نشينند، ساختمان‌ها طبقه سيزدهم و هواپيماها رديف سيزده ندارند. نحسي سيزده در ميان مسلمانان نيز سابقه دارد و از امام صادق (ع) نقل است كه روزهاي سيزدهم در تمام ماه‌ها نحس است.
اما در ايران، ظاهرا قديمي‌ترين منبعي كه به نحوست سيزده اشاره كرده، آثار الباقيه ابوريحان بيروني است كه تنها روز سيزدهم تير ماه را منحوس خوانده است و نه سيزده بدر را. به هر حال، باور نحس بودن سيزده و سيزده بدر چه ريشه ايراني داشته باشد و چه بيگانه، باوري است كه در طول زمان به وجود آمده و اكنون چنان در باورهاي مردمي رسوخ كرده كه يك شبه هم از بين نخواهد رفت. شايد لزومي هم به اين كار نباشد. چون باوري نيست كه لطمه آفرين باشد و گردش سيزده بدر فارغ از نحوست آن، پيوند با طبيعت، جمع شدن خانواده به دور هم و تفريح و سرگرمي را به همراه دارد و در يك كلمه نشاط بخش است. درباره منشا جشن سيزده نوروز نظرها و عقايد گوناگوني ابراز كرده‌اند. «علي بلوكباشي» مي‌گويد: «در دين مزديسنا روز سيزده هر ماه به «تير»، ايزد باران، متعلق دارد و به نام او خوانده و مقدس شمرده مي‌شود. در زمان‌هاي قديم، ايرانيان ايزد باران را در روزهاي سيزده هر ماه، به ويژه سيزده تير ماه، نيايش مي‌كردند و مناسك دعا به جا مي‌آوردند تا باران ببارد و سبزه و گياه برويد و نعمت‌هاي روي زمين افزون شود و زندگي، تازگي و شادابي بيابد.» «ذبيح بهروز» اين جشن را جشني كهن و آريايي مي‌داند و روز سيزده نخستين نوروز را سال مبدا گاهشماري ايراني شمرده است.» زنده ياد بهرام فره‌وشي روز سيزده را تمثيلي از هزاره سيزده عمر جهان مي‌داند و احتمال مي‌دهد كه جشن سيزده نوروز برگرفته از اعتقاد هند و اروپايي باشد. در اساطير ايراني، عمر جهان هستي 12 هزار سال است و پس از اين دوره، با ظهور سوشيانت، آخرين نيروي اهريمني از ميان مي‌رود و آدميان به جايگاه ابدي خويش به عالم مينو باز مي‌گردند. روز سيزدهم تمثيلي از هزاره سيزدهم است كه آغاز رهايش از جهان مادي و روز بازگشت ارواح به مينو و روز بزرگ رامش كيهاني است. دكتر فره وشي در توجيهي ديگر مراسم سيزده نوروز را روز ويژه طلب باران براي كشتزارهاي نودميده در دوران‌هاي كهن نيز ذكر كرده است كه با جشن و نثاري براي تيشتر، ايزد باران، همراه بوده است.

 

  آیین‌های جشن باستانی نوروز، که مراسم "چهارشنبه سوری" آغازگر آن است، با آیین "سیزده به در" به پایان می‌رسد.

در شهرها و روستاها و عشایر، رسم آن است که روز ۱۳ فروردین همه مردم خانه و سرای خود را ترک کنند و سراسر روز را به شادی و خرمی در آغوش طبیعت بگذرانند

 

مردمی که پیش از این عید نوروز را جشن گرفته‌اند، باید سبزه "سفره هفت سین" را با خود به دامن دشت و دمن ببرند و به آب روان بیاندازند.

گفته‌اند که این رسم به معنای فدیه دادن به ایزدبانوی آب (ناهید یا آناهیتا) است.

مردم از کار کردن و اقدامی جدی در روز سیزده به در منع شده‌اند، زیرا با "بدشگون" بودن این روز، هیچ کار آنها فرجامی خوش نخواهد داشت. پس بهتر آن که به کنار کشت و سبزه بروند و روز را با شوخی و بازی و تفریح و سرگرمی در دامن طبیعت سپری کنند.

خانواده‌های خویشاوند، مردم در و همسایه، همگی در دشت و صحرا با هم وعده دیدار می‌گذارند؛ با خود آجیل و خوردنی و نوشیدنی می‌برند و دور بساط بزم و شادی کنار هم جشن می‌گیرند.

در کنار بازی‌ها و شوخی‌ها و تفریح‌های سیزده به در، یکی از مراسم معروف این روز آن است که دوشیزگان "دم بخت" سبزی گره می‌زنند تا هرچه زودتر خواستگاری شایسته بیابند و به خانه بخت بروند.

رسم آن است که دختران وقتی دور از نگاه دیگران، سبزه گره می‌زنند، زیر لب بگویند: "سیزده به در، سال دگر، خانه شوهر، بچه بغل".

آیینی کهن

سیزده به در آیینی دیرین است، و گویا با باوری کهن پیوند دارد که عدد ۱۳ را نحس و بدشگون دانسته است.

یکی از نویسندگان در خاطره‌ای دور (بیش از ۸۰ سال پیش) درباره این روز نوشته است:

«روز سیزده به در جایز نبود برای دید و بازدید، به یک خانه رفت؛ هم صاحب خانه به فال بد می‌گرفت و می‌گفت نحوست را به خانه من آوردند و هم رونده، نمی‌خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سیزده به در باید به صحرا رفت. زیرا آنچه بلا در این سال بیاید، امروز مقدر و تقسیم می‌شود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود نباشیم، شاید در تقسیم بلا، فراموش شده و از قلم بیفتیم.»

(کیوان نامه، تألیف عباسعلی کیوان، به نقل از: محمود روح‌الامینی، آیین‌ها و جشن‌های کهن در ایران امروز)

اعتقاد به نحس و ناخوشایند بودن عدد ۱۳ و ضرورت دوری جستن از آن، در بسیاری از فرهنگ‌ها و اقوام وجود دارد.

امسال سیزده به در با مراسم "جمعه مقدس" روز تصلیب عیسی مسیح، همراه شده است. این می‌تواند یادآور ریشه‌های مشترک این آیین‌های دیرین باشد.

روز عید پاک، که در اولین یکشنبه بعد از کامل شدن ماه در اعتدال بهاری برگزار می‌شود، امسال تنها به دو روز پس از مراسم سیزده بدر افتاده است

 سیزده به در سیزدهمین روز فروردین ماه و آخرین روز از جشن‌های سال نو است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز «روز طبیعت» نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است. برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند.عدد سیزده نیز چنین سرنوشتی دارد. دوازده را «دوجین» می‌گفتند و چون پس از آن را نمی‌شناختند، روی آن نام «دوجین شیطانی» گذاشتند. از اینجا، عدد سیزده نحس شد، چرا که پس از دوازده برای آنها ناشناخته بود و خبر از ابهام و تاریکی می‌داد. البّته پیش آمدها یا روایتهایی هم به نحسی سیزده کمک کرد؛ مانند روایتی که در شام آخر، نفر سیزدهم به عیسای مسیح خیانت کرد و او را لو داد، وگرنه عدد ۱۳ با عددهای دیگر هیچ تفاوتی ندارد.

 

 روز سیزده نوروز برای هر ایرانی یادآور خاطرات شیرینی است که حتا طعم تلخ "نحسی" های گاه و بیگاه آن هم نمیتواند از این شیرینی کم کند. البته برای عده ای از بچه های بازیگوش، نحسی روز سیزده به شکل مشقهای ننوشته عید ظاهر میشد و گاهی بزرگترها دلشان به رحم می آمد و کمک میکردند تا مشقهای مفصل عید تمام شوند.

جالب است که در طی سالهای اخیر که بیشتر رسوم عید و سال نو به فراموشی سپرده شده اند، هنوز هم روز سیزده بدر مانند گذشته به دور هم جمع شدن و شادمانی میگذرد و اداب آن تا حدی اجرا میشود. با این حال بد نیست با نگاهی به گذشته، با فلسفه وجودی این روز و چگونگی آداب و رسوم آن بیشتر آشنا شویم.

نحوست سیزده
ریشه اعتقاد به شوم بودن و نحسی عدد سیزده مشخص نیست اما آنچه مسلم است این است که ایرانیان، به خلاف اروپائیان و اعراب سیزده را شوم نمیدانسته اند و اتفاقا روز سیزده هر ماه برایشان روزی گرامی بوده است. ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه خود نوشته است: ایرانیان باستان هر روز از ماه را به نامی می خوانند و سیزدهمین روز ماه ، « تیر » نامیده می شود و « تیر » نام فرشته ای عزیز و نام ستاره ای بزرگ و نورانی و خجسته است. بنا براین سیزده نمی تواند نحس باشد.

-
بر اساس اساطیر ایرانی در این روز، سرحد ایران و توران با تیر انداختن آرش مشخص می شود. به این معنا که میان افراسیاب که بر شهرهای ایران مسلط شده بود و منوچهر که در قلعه ترکستان متحصن گردیده بود، صلح می افتد و این دو موافقت می کنند که یک تن از لشکر منوچهر با همه توان خود تیری بیندازد و هرجا که آن تیر فرود آمد مرز دو کشور باشد ؛ وسرانجام ، آرش تیری از قله دماوند می افکند که در کنار جیحون فرود می آید و به این ترتیب ، ایرانیان در" تیر" روز از تیرماه که آن را « تیرگان » می خوانند از محنت رهایی می یابند. به همین سبب در این روز جشنی برپا می داشتند که همچون مهرگان و نوروز خجسته ومبارک است .

-
سیزدهم هر ماه ِ شمسی كه تیر روز نامیده می شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندی است كه " تیر " نام دارد و در پهلوی آن را تیشتر می گویند. فرشتهً مقدس تیر در كیش مزدیستی مقام بلند و داستان شیرینی دارد.

-
ایرانیان ِ قدیم نیز پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی كردن كه به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را كه روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می رفتند و شادی می كردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند. (به نقل از خانم نسرین قاسم پورملکی، سایت تبیان)

ظاهرا اعتقاد به نحوست سیزده از تبادلات فرهنگی بین ایران و اروپا به وجود آمده است و از آنجایی که علاقه به فرنگی شدن در تمام جنبه های زندگی رسوخ میکرد، یمن و مبارکی سیزده، به راحتی به شومی و نحسی مبدل شد.

 

 

 

 

 

گشت و گذار و شادی
روز سیزده برای خانواده ها روز آخر تعطیلات نوروزی به حساب می آمد و باید از فردای آن به سلامتی روانه کار شده و به زندگی عادی خود بازگردند.

این روز ، مبارک یا شوم، در خارج از خانه و در دامن طبیعت سپری میشد و از یکی دو روز مانده به سیزده، خانمها بساط خوردنیها را فراهم میکردند، کاهوی مفصلی تهیه کرده، مقداری سکنجبین میپختند و اسباب غذا، از برنج و روغن و سایر مخلفات را جور میکردند. علاقه مردم به این "پیک نیک" بهاری به قدری بود که حتا عده ای صبحانه را هم در خارج از خانه و در کنار جوی آب و دامن سبزه صرف میکردند.

یکی ازمهمترین کارهای صبح روز سیزده، به آب سپردن سبزه عید بود. این سبزه که بنا به اعتقاد عامه، تمام شر و بدی را از خانه گرفته بود را به آب روان می انداختند و دو مرتبه از روی جوی آب میپریدند و اعتقاد داشتند که ناراحتیها و مشکلات خانه با این سبزه از آنها دور میشود.

یکی از اعتقادات بی اساس سیزده این بود که تا ظهر سیزده، به خانه کسی نروند تا با سردی و بی حرمتی صاحبخانه روبرو نشوند، چرا که مهمان در این روز، نحوست سیزده خودش را به خانه دیگران میبرد.

محل مناسب برای اطراق کردن
مناسبترین محل برای به در کردن سیزده، بیرون دروازه های شهر و در هر زمین سبز و سایه درختی که در نزدیکی آب باشد، بود. در این میان عده ای از افراد نادرست، ناخنکهای فراوانی هم به محصولات باغات میزدند که گاهی به مرافعه شدید ختم میشد و خوشی را از بین میبرد.

اما بیشتر روز، پس از رسیدن و نشستن، به ساز و آواز، بازیهای دسته جمعی مانند الک-دولک، جفتک چارکش و چلتوپ میگذشت. هر دسته برای خود ساز و ضربی جور میکرد و یا از مطربهای اجرتی دعوت میکرد و خلاصه دشت و صحرا پر از آواز و ساز و رقص و شادی بود.

ناهار روز سیزده
غذای سیزده بدر به دو شکل تهیه میشد، یا آنرا در خانه پخته و آماده می کردند، یا با صفای بیشتری در صحرا بار گذاشته میشد. محبوبترین غذا، دمی باقلا، دمی بلغور و آش رشته بود که غالبا نود و لوبیای آنرا در خانه میپختند و سبزی و رشته و مخلفات دیگرش را در صحرا اضافه میکردند تا جا بیافتد.

کسانی که دست و دلباز بودند، هرگز هنگام کشیدن غذا "لقمه همسایه" را فراموش نمیکردند و حتا به اندازه یک نعلبکی هم شده از آش خود به همسایه صحرایی خود تعارف میکردند و آنها که خسیس بودند، حلقه وار مینشستند و بدون نگاه کردن به دیگران غذا میخوردند تا مجبور به تعارف نشوند.

 

 

 

 

سبزه گره زدن
گره زدن سبزه در روز سیزده بدر از جمله رسومی بود که تقریبا تمام زنان و دختران، به خصوص دختران دم بخت و خانه مانده را در بر میگرفت و به این شکل انجام میشد که باید دو ساقه سبزه را به هم هفت گره بزنند و نیت بکنند تا حاجتشان روا شود. به همین دلیل در اولین فرصت به میان سبزه ها رفته، دو ساقه آنرا در دست میگرفتند و با خواندن اشعاری، نیت خود را بر زبان می آوردند. در ابتدا واجب بود بگویند "سبزی تو از من- زردی من از تو" و بعد مناسب با حاجت خود اشعاری را زمزمه میکردند که مشهورترین آنها این بود "سیزده بدر/ سال دگر/ خونه شوور/ بچه به بغل"

خلاصه، با هر گره نیتی کرده و بزرگترین دلهره آنها این بود که مبادا ساقه نازک سبزه پاره شود و حاجتشان روا نشود.

پایان یک روز خوش
یکی دو ساعت به غروب مانده، خوش گذرانهای روز سیزده کم کم بساط خود را جمع کرده و زرنگها کمی زودتر از غروب، به سمت خانه حرکت میکردند. ساعات آخر روز که همه با شکمهای پر، بچه های خسته و از حال رفته و بارهایی که دیگر سنگین به نظر میرسید، از تمام روز سخت تر و کندتر میگذشت.

بالاخره خانواده ها به خانه رسیده، بچه ها معمولا بعد از خوردن یک قاشق روغن زیتون یا روغن بادام (برای پاک شدن معده از پرخوریهای روز سیزده) به خواب میرفتند و بزرگترها هم خود را آماده روز چهارده فروردین و آغاز کار و کسب میکردند و با امید سالی پر برکت و شاد به استراحت میپرداختند.

برای شما هم سالی پر از موفقیت و سلامتی آرزو میکنیم.