تدارک براي نوروز از اوايل اسفند ماه با خانه تکاني آغاز مي شود، تميز کردن خانه، شستو و نظافت وسايل منزل و ... از اعتقادات مردم ايران و نشان از تغييري اساسي در زندگي آنهاست. نگاهي داريم به برخي از مراسم مربوط به اين سنت باستاني در استان مرکزي ايران.
نوروز
در استان مرکزي
مراسم عيد نوروز در استان
مرکزي نيز مانند تمام نقاط ايران با خانه تکاني و تدارکات سفره هفت سين شروع مي
شود. در شهرستان محلات چند روز قبل از عيد، مردم شروع به تمييز کردن خانه ها و شستن
قالي ها مي کنند. پنبه لحاف هاي کهنه را دوباره حلاجي کرده و تمام خانه را آب و
جارو مي کنند. آنها از يکي دو هفته مانده به عيد، عدس، نخود، ماش يا گندم سبز مي
کنند.
مردم شهرستان اراک در آخرين جمعه سال به گورستان ها مي روند و سپس به
ديدار کساني که به تزگي عزيزي را از دست داده اند، مي روند و با خود گلاب، خرما و
حلوا مي برند.
مردم شهرستان دليجان نيز نوروز را با شور و هيجان غير قابل وصف
جشن مي گيرند. يکي از رسوم گذشته در اين منطقه "هله هله " است. در اين مراسم که
پنجاه روز ماند به عيد انجام مي شد، عده اي از جوانان در حالي که کوله هايي روي دوش
خود داشتند، دور هم جمع مي شدند. يکي از آنها لباس زنانه مي پوشيد و ديگري به نقش
تگه ( بز) در مي آمد و زنگوله هاي زيادي به کمر خود مي بستند و در روستا به راه مي
افتند و با سر و صدا و شادي مي خواندند :
هله، هله، هو،
هو
صد به غله ، هو، هو
يعني : صد روز به جمع آوري غله ( گندم و جو) مانده
است. پنجاه روز به نوروز داريم.
در شهر ساوه، در شب قبل از عيد مراسمي توسط
زنان انجام مي شود. در اين شب زناني که نذر دارند، نيت کرده و اسم خود را روي کاغذ
مي نويسند و کاغذ را داخل "بستو" ( کوزه سفالي) مي اندازند. گاهي به جاي نوشتن اسم،
يک سکه، انگشتر و يا چيز ديگري را براي نشان داخل ظرف مي اندازند. صبح روز بعد، يکي
از زنان مورد اعتماد در حالي که دعا مي خواند، هر يک از نشانه ها را بيرون آورده و
بدين ترتيب هر کس به نيتش مي رسد.
مراسم چهارشنبه روزي از جمله آيين هاي ملي ايران است که از ديرباز در بين
مردم ما وجود داشته است. چهارشنبه سوري نيز در شهرستان اراک نيز مانند ساير نقاط
ايران با افروختن آتش در خانه ها و کوي وکوچه ها برگزار مي شود و جوانان از روي آتش
مي پرند . آجيل مخصوص چهارشنبه سوري نيز تهيه مي شود. اهالي هر خانه در پشت بام يا
جلوي خانه خود کپه هاي آتش روشن مي کنند و مي خوانند:
زردي بگير سرخي بده
غم برو، شادي بيا نکبت برو، روزي بيا
غم برو، شادي بيا محنت برو، روزي بيا
غم برو، شادي بيا سياه برو، قرمز بيا
روز
عرفه
آخرين روز سال عرفه يا علفه نام
دارد. در اين شب در شهر خمين سعي مي کنند در همه اتاق ها چراغ روشن کنند. بر روي
بام خانه ها آتش روشن مي کنند. بچه ها پشت در خانه هاي روستاييان مي آيند و از هر
منزل تخم مرغ پخته و شيريني مي گيرند.
تحويل سال
به هنگام تحويل سال همه
افراد خانواده در منزل بزرگ فاميل يعني پدر يا پدربزرگ خود جمع مي شوند و دور سفره
هفت سين مي نشينند و قرآن مي خوانند و گاه به حافظ نيز تفال مي زنند. در سفره هفت
سين انواع خوراکي ها مانند شيريني، تخمه، نقل، کشمش، انواع ميوه ها و آيينه، قرآن و
چراغ نفتي مي گذارند. بعد از تحويل سال کوچکترها دست بزرگترها را بوسيده ، همه با
هم روبوسي مي کنند و عيد را به همديگر تبريک مي گويند. سپس بزرگ خانواده به هر يک
از حاضرين دو عدد تخم مرغ و يک جفت جوراب و يا پول عيدي مي دهد. پس از آن نيز به
خوردن خوراکي هاي داخل سفره مشغول مي شوند.
پختن رشته پلو در شب عيد بسيار
مرسوم است، که اشاره به پيوستگي رشته زندگي و محبت ها دارد. در شب عيد، غذاي مخصوص
اين شب يعني سبزي پلو با ماهي پخت مي شود.
مسجد جامع ساوه
در گذشته به جاي سفره هفت سين، در موقع تحويل سال سيني بزرگي موسوم به مجمعه را پر از فندق، پسته، شيريني، سبزي، تخم مرغ رنگ شده، کشمش، نخودچي، گردو، انجير خشک و ايينه و قرآن مي کردند.
آن ها معتقد بودند
در موقع تحويل سال، تخم مرغ در سيني تکان مي خورد، حيوانات شروع به نشخوار مي کنند
و آب ها از حرکت مي ايستند. هر کس در اين وقت دعايي بکند، دعايش مستجاب مي شود. آن
ها به سفره هفت سين "سرفه سال" مي گفتند.
سيزده به در
در روز سيزده به در مردم
از خانه ها بيرون مي روند و در دشت هاي اطراف به بازي مي پردازند. در اين روز سبزه
ها را که سيزده روز در خانه نگهداري کرده هاند داخل آب روان مي اندازند. دختران نيز
با آرزوي ازدواج سبزه گره مي زنند. در روستاها برخي از مردم به پشت بام ها مي روند
و ناهار خود را آنجا مي خورند.
آذربايجان غربي رنگين کمان آداب نوروزي
جام جم آنلاين: هر يک از شهرهاي ايران آيين هاي باستاني نوروزي را به رسم و پيشينه گذشته و امروز بزرگ مي دارند اما اين آداب و سنن در آذربايجان غربي به عنوان رنگين کمان اقوام و اديان ايراني در يک مجموعه گرد هم آمده و رنگ و بوي ديگري دارد.

شکل گيري تمدن هاي آشور، اورارتو، مانا، ماد و پارس در قبل از اسلام و ظهور سلسله ها و حکومت هاي محلي در اين بخش از ايران بزرگ به همراه حضور اقليت هاي ديني متعدد ترک، کرد، ارمني و آشوري به همراه هم مرزي با سه کشور خارجي موجب شده تا استان آذربايجان غربي بزرگترين مرکز تعامل فرهنگي در غرب کشور باشد.
در اين ميان تمامي آداب و رسوم ايراني به خصوص عيد باستاني نوروز در دل اين تعاملات فرهنگي دچار فراز و نشيب شده و امروز مردم اين ديار آيين نوروز را با رسوم خاصي برگزار مي کنند.
پيشينه نوروز
در گاه شماري ايرانيان باستان سال خورشيدي به 12 ماه سي روزه تقسيم مي شد و هر روز از ماه اورمزد (هرمزد)، روز دوم بهمن روز و ... خوانده مي شد. ايرانيان روزي را که نام ماه با نام آن روز برابر مي افتاد آن را جشن مي گرفتند.
در ادبيات فارسي بسياري از جشنها، مراسم و تمدن ها را به نخستين پادشاهان ايراني نسبت مي دهند، از اين رو در خصوص پيدايش نوروز و جشن نوروز هم روايت ها و مطالب بسياري ذکر گرديده است ولي آنچه در اکثر اين منابع وجه مشترک محسوب مي شود پادشاهي جمشيد است، جمشيد اولين کسي بوده است که در روي زمين به پادشاهي رسيده و بسياري از اولين ها مربوط به اوست و واژه جم به معني بزرگي است( و چرا اين جشن را نوروز نام نهاده اند، گويند) جمشيد در هر مناسبتي بر تخت مي نشست و سان مي ديد تا آن که اتفاقا وقتي در اول فروردين به تخت مي نشيند، نور خورشيد در تاجش مي درخشد و چون از تابناکي آن چشم ها خيره مي شود، همه فرياد مي زنند"جم، شيد" يعني جم درخشيد و چون اين جمله ي تازه را، همه مي گويند، شاه تصميم مي گيرد اين روز را يک روز نو اعلام کند.
در روايتي ديگر دسته اي از ايرانيان مي گويند: جمشيد زياد در شهرها گردش مي نمود و چون خواست به آذربايجان داخل شود بر سريري از زر بنشست و مردم به دوش خود آن تخت را مي بردند و چون پرتو آفتاب بر آن باور پارسيان در اين روز، جهان هستي يافت و آفرينش آغاز شد.
از جمله ديگر روايات در خصوص نوروز روايتي است در مورد حضرت سليمان به اين مضمون که چون سليمان بن داوود انگشتر خويش را گم کرد سلطنت از دست او بيرون رفت اما پس از چهل روز بار ديگر انگشتر خود را بازيافت و پادشاهي و فرماندهي به او بازگشت و مرغان به دور او گرد آمدند و ايرانيان گفتند: نوروز آمد.
درفرهنگ اسلامي رواياتي چند در خصوص نوروز وجود دارد از جمله عبدالصمد بن علي روايتي را از جد خود در خصوص حضرت محمد(ص) نقل مي کند: در نوروز جامي سيميمن که پر از حلوا بود براي پيامبر هديه آوردند و آن حضرت پرسيد اين چيست؟ گفتند امروز روز نوروز است پرسيد نوروز چيست؟ گفتند: عيد بزرگ ايرانيان است؛ فرمود آري در اين روز بود که خداوند عسگره را زنده کرد سوال کردند: عسگره چيست؟ فرمود: عسگره مردمي بودند که از ترس مرگ ترک ديار کرده و سر به بيابان نهادند و خداوند به آنها گفت بميريد و مردند سپس آنها را زنده کرد و ابرها را فرمود که به آنها ببارد.... قديمي ترين يادي که از نوروز در دوران اسلامي شده است خبري است که به موجب آن در زمان خلافت عمر بن خطاب هرمزان استاندار خوزستان که مسلمان شده بود از شيريني و ديگر اقلام خوان نوروزي خوانچه اي براي علي بن ابيطالب (ع) فرستاد حضرت از آوردگان پرسيد: علت فرستادن اين خوانچه ها چيست؟ گفتند: موجب فرا رسيدن عيد نوروز است حضرت گفتند: "کل يوم نيروزنا" يعني هر روز را برايمان نوروز سازيد.
حديث ديگري که در خصوص نوروز آمده و اکثر نويسندگان بدان اشاره نموده اند حديث معلي بن خنيس از ياران امام جعفر صادق(ع) است، که گفت: روز نوروز، من به خدمت امام صادق(ع) در آمدم، او فرمود: آيا اين روز را مي شناسي؟ عرض کردم: اين روزي است که ايرانيان بزرگش مي دارند و براي يکديگر پيش کش مي برند فرمود: به خانه کهنسال مکه سوگند که اين رسمي دير پا است که من تو را از آن آگاه مي کنم گفتم: اي بزرگوار دانستن اين رسم نزد من با ارزش تر از زندگي دوستان و دشمنان است فرمود: امروز روزي است که خداوند" عهد ازل(پيمان جادوانه)" را با مردم ببست روزي است که نخستين بار خورشيد بدرخشيد و باد بوزيد و زمين لرزه پديد آمد روزي است که کشتي نوح بر کوه جودي نشست روزي است که جبرئيل بر پيامبر فرود آمد روزي است که حضرت محمد(ص) علي را بر شانه بلند کرد تا بت هاي کعبه را سرنگون ساخت، روزي است که دستور داد مردم با علي بيعت کنند.... و هيچ روز نيست که ما منتظر فرج نباشيم؛ اين روز را شما (عرب ها) فراموش کرده ايد و ايرانيان آن را نگه داشته اند.
در تعاليم اعمال نوروز توسط امام صادق(ع) به معلي بن خنيس آمده است: چون روز نوروز شود غسل کن و پاکيزه ترين جامه هاي خود را بپوش و به بهترين عطر هاي خوش خود را خوشبو گردان و در آن روز روزه بدار چون از نماز پيشين و پسين و نافله هاي آن فارغ شوي چهار رکعت نماز بگذار همچمنين به قرائت سوره هاي قدر، کافرون، توحيد، فلق و ناس سفارش شده است و بر قرآئت سوره قدر هم در نماز عيد نوروز توصيه گرديده است.
از همين رو مي توان دريافت که عيد نوروز نيز چون ديگر اعياد اسلامي با نزول برکات و آيات الهي همراه بوده است؛ و چون ديگر اعياد اسلامي با غسل کردن، پوشيدن جامه نو و معطر گرديدن به بوهاي خوش و روزه داشتن آغاز مي شود اما نوروز از ديدگاه علمي و نجومي بدين شکل اتفاق مي افتد: در نوروز، آفتاب در برج حمل(نيم کره شمالي) قرار مي گيرد که با اعتدال ربيعي همراه است هنگامي که خورشيد روي مدار استوا قرار مي گيرد و روز و شب برابر مي شوند( هنگام ظهر، در نقاط استوايي خورشيد درست عمود بر ناظر قرار دارد و طول شب و روز به طور مساوي در تمام جهان 12 ساعت است) اين روز اول فروردين مي باشد که طبيعت از خواب زمستاني بيدار مي شود و زندگي نو آغاز مي کند روزي که زيبايي آفرينش در بالاترين چهره خود آشکار مي گردد.
مردم آذربايجان غربي نيز به رسم ديرين از اولين روزهاي ماه اسفندماه به استقبال نوروز مي روند و مطابق سنت هاي کهن و قديمي مردم آذربايجان غربي هفته اول اسفند ماه را "چيله قووان" يعني هفته اي که چله زمستان را فراري مي دهد يا يالانچي چارشنبه ( چهارشنبه دروغين) مي ناميدند و با آيين هايي اتمام فصل زمستان را جشن مي گرفتند.
در گذشته آذربايجان، چهارشنبه هفته دوم اسفند ماه موسم به "کوله چارشنبه" يعني چهارشنبه کوتاه بود و سومين چهارشنبه نيز "موشتولوقچي چارشنبه ( چهارشنبه پيام آور) يا قره چارشنبه ( چهارشنبه سياه يا بزرگ) يا خبرچي چارشنبه نام داشت.
در مطالعات مردم شناسي انجام گرفته هر کدام از اين چهار چهارشنبه ماه اسفند، نمادي از عناصر چهارگانه يعني آب، خاک، باد و آتش بودند که با طبيعت کشاورزي منطقه آذربايجان غربي نيز سنخيت دارند و مردم نيز هر کدام از اين چهارشنبه ها را به نوعي با آيين هايي خاص گرامي مي داشتند.
پيشگامان ايام نوروز تکم چي لر
مردم آذربايجان غربي در گذشته آيين هاي زيادي براي استقبال از نوروز کهن داشتند که امروز برخي از آنها از حافظه مردم اين سامان پاک شده اند و برخي نيز در آستانه فراموشي قرار گرفته اند. يکي از رسم هاي زيباي ايام نوروز در آذربايجان غربي به گفته پدران و پيران اين منطقه رسم "تکم چي" ها بوده که در زمان حاضر به طور کلي به فراموشي سپرده شده است.
رسم (تکم چي) است " تکم" يا به عبارتي " تکه taka" در زبان ترکي به معني بز نر بالغ است و "چي" پسوني است که نسبت شغلي – مجري گري – بين فرد و مراسم ايجاد مي کند
بر اساس پژوهش هاي انجام يافته زمان دقيق اجراي اين رسم معلوم نگرديده ولي با توجه به نزديکي اجراي آن به ايام نوروز(اسفند) مي توان گفت که اجراي آن بي مناسبت با فرا رسيدن ايام خجسته نوروز نبوده است چه بسا که اين رسم در حوزه هاي فرهنگي آذربايجان شرقي و استان اردبيل نيز به لحاظ فرا رسيدن نوروز برگزار مي شده است اشعاري که تکم چي هاي حوزه ياد شده در اين ارتباط مي خواندند نيز مي توان مويد همين مطلب باشد.
بهار آمد بهار آمد خوش آمد علي با ذوالفقار آمد خوش آمد
سيزين بو تازه ايليز موبارک آيوز ايليز هفته ز گونوز موبارک
تکم چي ها- خصوصا در حوزه آذربايجان غربي به طور نمادين بزي را از قطعات چوبي ساخته و پوست بزغاله را هم بر روي آن کشيده و دو شاخ نيز بر سرش تعبيه مي کردند روز موعود، تکم چي به اتفاق همراه خود( توبره کش) وارد روستا شده و از يک سوي ده شروع به اجراي مراسم مي کردند، روستائيان و بچه ها دنبال ايشان به راه مي افتادند و به اتفاق کوچه به کوچه و منزل به منزل روستا را مي گشتند.
تکم چي در حالي که بز چوبي" تکه" را مي چرخاند صداي زنگوله و تحرک پاهاي آن همراه با اشعار دلنشين حالت خاصي به نحوه اجراي اين مراسم مي داد
تکم چي ها با خواندن اين اشعار به نوبت مقابل تک تک منازل مي ايستادند و کد بانوي منزل در را بر روي آنها گشوده و طبق رسم معمول مقداري: قند، چاي، بلغور، نان، روغن يا مبلغي پول و .. به ايشان داده و راهي شان مي کرد. نهايتا مواد جمع آوري شده را بين خود تقسيم کرده و به اين ترتيب رسم با نزديک شدن به ايام نوروز(اسفندماه) و اجراي آن به منظور زايش دوباره ي طبيعت، برکت آوري و در نهايت جمع آوري آذوقه توسط اين اشخاص براي ادامه ي زندگي در روزهاي آينده ي سال بي ارتباط نباشد.
هفت سين و سبزه نوروزي
يکي ديگر از آيين هاي نوروزي که پيشينه بسيار کهن داشته و تا به امروز نيز به حيات خود ادامه داده است، گسترش سفره هفت سين است. البته علت اين که چرا بايد هفت شي که با حرف سين شروع مي شوند در اين سفره گذاشت به درستي معلوم نيست آنچه معلوم است اين که عدد هفت يکي از اعداد مقدس و مورد احترام ايرانيان کهن بوده است.
در نجوم عدد هفت خانه آرزوهاست و رسيدن به اميدها را در خانه هفت نويد مي دهند. علامه مجلسي مي فرمايد: آسمان هفت طبقه و زمين هفت طبقه است و هفت ملک يا فرشته موکل بر آنند و اگر موقع تحويل سال هفت آيه از قران مجيد را با سين شروع مي شوند، نجوا کنند آنان را از آفات زميني و آسماني محفوظ مي دارد و در آداب و سنن برخي اديان و هم چنين در بسياري از موارد سنتي و قبيله اي، عدد هفت اهميت بارزي دارد، مانند هفت موضع نمازگزار، هفت سلام قرآن، هفت تکبير در صفا و مروه، هفت آسمان، هفت روز هفته، هفت ديار و هفت دوزخ. شايد به خاطر همين تقدس عدد هفت بوده است که در سفره عيد نوروز هفت شي که هر يک معرف نمادي هستند بر سر سفره گذاشته مي شود.
با اين اوصاف گستردن سفره هفت سين در ميان مردم آذربايجان غربي خصوصا در روستاها آن طور که امروز رواج يافته، معمول نبوده و تنها به باز کردن سفره عيد اکتفا مي شده است.
از ديگر سوم درست کردن سبزه عيد نوروز است که کدبانوان شهري و روستايي آذربايجان از چند روز مانده به پايان سال دانه هاي گندم، عدس و ... را در ظرفي خيس مي کنند و روي آن پارچه نازکي مي کشند و هر از گاه روي آن آب مي پاشند تا دانه ها اندک اندک جوانه زنند و سبز شوند. برخي از زنان با سليقه نيز، اين کار را با بذر بر روي کوزه هاي سفالي انجام مي دهند، که پس از چند روز با جوانه زدن و ريشه دواندن سبزه ها، کوزه شکل سبز و زيبايي به خود مي گيرد.
در گذشته خانواده هاي آذربايجاني سفره سفيد پارچه اي به نام " بايرام سوفراسي" سفره عيد يا " يميش سوفراسي" سفره خوراکي را در اتاق مهمان پهن مي کردند و هر مهماني که از راه مي رسيد پاي آن مي نشست و صاحبخانه از آنها پذيرايي مي کرد. اين سفره در واقع هم سفره پذيرايي بود و هم سفره هفت سين، اما به شکل محلي و قديمي که بسان امروز از تشريفات مواد آن خبري نبود.
زنان با سليقه سفره عيد را که پارچه اي چهارگوش مربع يا مستطيل بود با استفاده از نخ هاي رنگين، گل بوته هايي در چهار گوشه آن سوزن دوزي مي کردند و ملزومات سفره را به شکل زيبايي روي آن مي چيدند و پاي همين سفره از مهمانان پذيرايي مي کردند.
معمولا در اين گونه مجالس بزرگترها در بالا و صدر مجلس و کودکان در پايين سفره مي نشستند و مقابل هر دو نفر هم يک بشقاب گذاشته مي شد.
اين نکته گفتني است که محتويات اين سفره حدودا تا پنجاه سال پيش (دهه 30) به غير از سفره هفت سين به سبک امروزي بود که در سطور پيش از آن ياد شد.
معمولا در سفره هاي عيد قديمي و سنتي تنقلاتي مانند نخود، کشمش، مغز بادام و گردو، شيريني هاي رنگين، شيريني نعناعي، سنجد، پاداخ يا "چسفيل"، خرما، انجير، انار، سيب، " قيزيل ئوزوم" انگور سرخ، ترشي خربزه يا ترشي انگور، شيريني کوکه، حلواي خانگي و همچنين موادي مانند: سجوق، سماق، سير، سکه، لپه، برنج، بلغور و سبزه را به عنوان سفره هفت سين در کنار اقلام ياد شده بالا مي گذاشتند، سبزه را معمولا از پخله" باقلا" يا گندم و در برخي خانواده از سنب و... تهيه مي کردند.
زناني که با سليقه بودند بر روي سبزه چند دانه ذرت بو داده هم مي ريختند تا شبيه شکوفه باشد و فرا رسيدن بهار و جريان زندگي را نشان دهد يا کمي نشاسته را در آب حل کرده و به شکل نقطه نقطه روي برگهاي باقلا مي زدند، پس از خشک شدن روي آنها را با رنگ سرخاب تزيين مي کردند.
در ايام گذشته معمولا سفره عيد خانواده ها تا روز سيزدهم به همان شکل گسترده مي ماند و در اين روز است که سفره برچيده شده و سبزه آن توسط مسافران سيزده به در به دست آب روان سپرده مي شود، چرا که در باور مردم، ماندن سبزه در اين روز شگون نداشته و چه بسا رها کردن سبزه نوروزي در آب جاري به منزله جريان زندگي و حيات دوباره جانداران باشد.
عارافات آخشامه(شب عرفه)، زيارت اهل قبور
هميشه در ميان آذربايجاني ها خصوصا شيعيان، برگزاري اعياد ملي و مذهبي اغلب با ديد و بازديد و زيارت اهل قبور بوده و شادي هاي اين روز را همراه با قرائت فاتحه و احسان کردن به اموات خويش تقسيم مي کنند از اين رو طبق رسم معمول روز قبل از عيد اعم از اعياد مذهبي مانندک عيد فطر و قربان يا اعياد ملي، در آخرين پنجشنبه سال بايد به زيارت اهل قبور رفت و براي آمرزش گناهان آنها فاتحه اي خواند، چرا که ارواح مردگان هميشه در چنين ايامي چشم به راه بوده و طالب احسان و دعاهايي مغفرت آميز از سوي بازماندگان هستند.
در اعتقادات مسلمانان آذربايجان غربي آخرين روز از سال را عارافات آخشامه مي گويند و چنان که اشاره شد بايد به زيارت اهل قبور رفت، و براي اموات خود فاتحه خواند. از اين رو زنان و مردان معمولا بعد از ظهر روز عرفه به اتفاق، بر سر قبور اموات خود حاضر شده، سنگ قبرها را مي شويند و گلاب مي پاشند و در شهرها برخي نيز سبزه نوروزي، چند شاخه گل رز يا گلايول و ... روي قبر مي گذارند؛ سوره جمعه و فاتحه قرائت کرده و در آخر ضمن طلب آمرزش گناهان براي مردگان، مقداري نقل، حلوا، خرما و نانهاي محلي مانند کوکه احسان مي کنند.
تحويل سال و ديد و بازديد
با نزديک شدن به زمان تحويل سال، طبق سفارش اسلام مومنين غسل مستحبي کرده و خود را براي سال نو تطهير مي کنند. بزرگ خانواده به اتفاق اهل و عيال بر سر سفره عيد مي نشينند و سوره هايي چند از قرآن مجيد را تلاوت مي کنند و برخي نيز در روستاها در مساجد جمع مي شوند و دعاي "چهل ياسين" را مي خوانند و بر تنگ ماهي فوت مي کنند بر اين باور که هر موقع ماهي سرخ داخل تنگ،. وارونه شود نشان تحويل سال است.
در ضمن اين باور در ميان ساکنان شهرهاي استان، خصوصا پيرمردان و گيس سفيدان نيز از عموميت بيشتري برخوردار است که در لحظه تحويل درختان بيد، سر تعظيم فرود مي آورند و آب ها بند آمده و از حرکت باز مي ايستند؛ هر کس در اين لحظه متوجه اتفاق فوق شود، هر نيت و آرزويي بکند بي شک دعاي او نزد خداوند مستجاب خواهد شد؛ و آنگاه که سال نو شد، دعاي تحويل سال قرائت مي شود« يا مقلب القلوب و الابصار، يا مدبر الليل و النهار، يا محول و الحول و الاحوال، حول حالنا الي احسن الحال» و اهل منزل بر محمد و آل محمد صلوات مي فرستند، و سپس اولين تبريک هاي نوروز و روبوسي ها از پاي سفره هفت با جملات زير آغاز مي شود: "بايرامين موبارک اولسون" و جواب مي شنوند: "سنينده بايرامين موبارک اولسون، يوز بله بايراملار گوره سن".
معمولا در برخي از روستاهاي حومه اروميه مانند جهتلو، رسم بود دعاي تحويل سال را پساز خواندن، بر کاسه اي آب فوت مي کردند و به باغات انگور مي پاشيدند تا برکت زيادي داشته باشد.
در حوزه فرهنگي تکاب، خانواده ها معمولا به يک انگشت زدن به سمنو و سرکه و خوردن چند دانه تخمه، آجيل، سنجد . چشيدن سماق و دندان زدن به سير اکتفا مي کنند. همچنين نوجوانان و بچه ها مقداري از سير و پياز را خورده و کمي ه زير پاي خوي مي مالند و اين جملات را به زبان محلي مي خوانند:
بويور بويور بويورولسون، حکم سليمان اولسون، چارشنبه بايرامدا سارمساق سوغان يميشم، اياقيم آلتنا سورتمشم، آلا چايان کيش
با خواندن اين جملات، معتقدند که از شر همه گزندگان مصون مانده و مار و عقرب و رتيل و ... به آنها نزديک نمي شوند. گويند خوردن سمنو باعث زيادي هوش و قدرت بينايي و سرکه و سماق صفرا را از بين برده و سرگيجه را معالجه مي نمايد و خوردن سير، سموم را از بدن خارج مي سازد و کسي که سير را در سال نو بخورد با مرگ ناگهاني از دنيا نمي رود.
اما در شب تحويل سال، کرد زبانهاي جنوب استان کپه هاي آتش در گذرگاه ها و معابر يا بلندي ها روشن مي کنند که در گويش کردي « سر سال» گفته مي شود. بعد از تحويل سال و روبوسي هاي اهل خانمه و رد و بدل شدن عيدي ها که بزرگترها به بچه ها مي دهند، ديد و بازديدهاي معمولي و رسمي آغاز مي شود. معمول اين است که قبل از همه کوچکترها به ديدار بزرگ خانواده رفته و پس از آن به اتفاق به ديدار خانواده هايي که در سال گذشته عزيزي را از دست داده اند و به اصطلاح« قره بايرام» آنها است مي روند.
اما در ديد و بازديدهاي معمول خانواده ها، خصوصا در ايام گذشته در روستاها، مردان به طور دسته جمعي به ديدار بزرگاني مانند ارباب روستا، کدخدا، سيدها و اولاد پيامبر يا روحانيون رفته و ديد و بازديدهاي بعد از ظهر هم اختصاص به زنان داشت.
در صورتي که ديد و بازديد خانواده هاي ديگر در روستاهاي همجوار مد نظر بود مردان هنگام عظيمت جلوتر و زنان پشت سر آنها حرکت مي کردند. در اين گونه ديد و بازديدها ظاهرا هيچ تفاوتي بين فقرا و اغنيا وجود ندارد و همگي با صميميت و شادماني، سال جديد را به يکديگر تبريک و تنهنيت مي گويند.
هديه فرستادن به مناسبت نوروز از رسم هاي بسيار کهن ايرانيان است که در منابع مختلف اشاره هايي به آن شده است. کتب تاريخي از انواع هدايايي که سلاطين در نوروز مي گرفتند و به زير دستان مي دادند، خبر مي دهد. در بارگاه اين سلاطين به هنگام نوروز همه، از وزيران، علما، دبيران، لشگريان، کارگزاران و شاعران جمع شده و از دست پادشاه هديه مي گرفتند به طوري که ادامه همين رسم را مي توان در گذشته نه چندان دور هم مشاهده کرد.
دکتر سعيد جواد برومند، مولف کتاب نوروز جمشيد، بر اين اعتقاد است که بناي تخت جمشيد براي برگزاري آيين ها و مراسم نوروز ساخته شده است، از اين رو احتمال مي دهند نقش برجسته هاي ملل مختلف که در حجاري هاي بناي تخت جمشيد ديده مي شود کساني باشند که هداياي خود را به مناسبت نوروز در ايران باستان بر عهده مردم بود.
وي مي گويد: نوروز آييني مردمي و مقدس است و اين مردم هستند که پايه هاي هزينه هاي آن را بر عهده دارند. در دوران «ارباب رعيتي» در حوزه آذربايجان غربي نيز رسمي مشابه آن وجود داشت که اهالي هنگام نوروز، دسته جمعي، با هدايا و پيشکش هايي به ديدار« ارباب روستا» مي رفتند و سال نو را به وي تبريک مي گفتند.
اما در روستاهاي مناطق کردنشين عموما پس از ديدار از خانواده هاي عزادار مردان براي تبريک و تهنيت عيد به منزل روحاني ساکن در روستا مي روند. با وجود اين، در ايام نوروز ديد و بازديد چنداني در ميان مردم روستاهاي کرد زبان رواج ندارد، مگر در شهرهاي بزرگي چون: مهاباد، بوکان و سردشت.
مراسم مير نوروزي در آذربايجان
يکي از رسم هاي مربوط به ايام نوروز در مناطق کرد زبان مانند مهاباد، پيرانشهر، بوکان و ... رسم مير ميرن با همان مير نوروزي است که گويا در زمانهاي گذشته به مدت سيزده روز اول فروردين ماه اجرا مي شده است، بعدها مردم منطقه زمان اجراي آن را فراموش کرده و تنها به مدت يکي دو روز انجام مي دادند و اکنون نيز به بوته فراموشي سپرده شده است.
مير فردي عامي و از توده مردم خود شهرها و يا روستاها بود که او را تحت شرايطي انتخاب و زمام امور محلي را براي مدتي به دست او مي سپردند. گويا طي اين مدت ارباب محل از سمت خود خلع شده و امورات به دست مير و افرادش مي افتاد.
تداوم اين رسم با اندک تفاوت هايي در شهرها و روستاهاي کرد زبان جنوب استان مانند مهاباد، پيرانشهر، سردشت و ... که «ميرميرن» ناميده مي شود گويا تا چند سال پيش، طي سيزده روز اول فروردين اجرا مي شده است. در اين نمايش آئيني، گروهي از مردان فردي را از ميان خود که از قشرهاي پايين بوده، به عنوان مير يا امير و پادشاه موقتي انتخاب مي کردند. مير بايد شخصي با اقتدار و قاطع مي شد و خنده بر لبان وي نمي نشست.
سيزده بدر در منطقه آذربايجان
طليعه نوروز از رسوم قديمي ايرانيان است که مجموعه شاديهاي آن با آيين مذهبي و آداب ديني آغاز و با شادي در 13 فررودين با ذهنيتي چون طبيعت گردي، پي بردن به عظمت خداوند و تفکر در خلقت دوباره نباتات و ... نيز پايان مي پذيرد.
آيين بيرون رفتن از منزل و ساعاتي را دل به سبزه ها سپردن در روز 13 فروردين از رسوم قديمي ايرانيان است که با وجود رسوخ آن در برخي فرهنگ ها طي سالهاي اخير باورها و عقايد مختلفي هم در شکل گيري اين روز نقش داشته است.
در هر حال با فرا رسيدن روز دوازدهم که ديد و بازديدهاي نوروزي هم به پايان مي رسد خانواده خود را براي مراسم روز سيزده بدر و آشنايي با خلقت خداوند و پي بردن به عظمت او و طبيعت گردي آماده مي کنند.
تهيه غذاهاي محلي مانند دلمه برگ مو و خصوصا کوفته تبريزي از نوع بزرگ در ميان خانواده هاي شهر اروميه و ديگر نقاط ترک نشين همراه با انواع ميوه ها و شيريني ها و تنلقاتي که از روز هاي عيد باقي مانده در اين روز ازجمله خوراکي هاي معمول براي خوردن تلقي مي شود.
اهالي شهرهاي ماکو، خوي، سلماس و اروميه و ديگر نقاط استان آذربايجان غربي براي از بين بردن نحوست اين روز با اهل و عيال خانواده به دامن دشت، کوه و صحرا مي روند و دل به طبيعت مي سپارند،اشتياق رفتن به صحرا در اين روز چنان است که کوي و برزن در شهرها و روستاها از ساکنين خالي مي شود و در مقابل ازدحام جمعيت در اطراف کوه دشت و دمن و کنار نهرها و رودخانه ها چهره ديگر مي نمايد چهره اي حاکي از شادي و سرور.
در نهايت با نزديک شدن به غروب در نقاط مختلف آذربايجان اعم از شهرها و روستاهاي ترک زبان يا کرد زبان دختران دم بخت تعدادي از ساقه هاي سبزه هايي را که از منزل آورده اند به هم گره مي زنند يا با قيجي سر آنها را قيجي و تک و جفت مي آيند تا ببينند بختشان در سال نو باز مي شود يا نه .
در مناطق کرد نشين مانند مهاباد دختران تعدادي از ساقه هاي گياهان تازه رسته سبز را به هم گره مي زنند يا به دور از چشم بزرگترها تارهايي از موهاي پيشاني خود را بريده و در آب روان نهرها جاري مي سازند و مي گويند" تووک له توو- کانم دورکه ي " به معني " اي موي مرا از چشم بدنظر دور کن" .
از اين ها گذشته بايد اشاره کرد يکي از دل مشغولي هاي زنان کرد و ترک گشت و گزار در دامن صحرا و چيدن گياهان تازه رسته خوراکي مانند قزياغي، يلميک( شنگ)، کوزله و ... است که مي توانند ضمن در نظر گرفتن جنبه هاي درماني هريک خوراکي هاي بهاري مانند بوراني و شيله و ... پخت کنند.
اغلب مردم طبق رسم معمول براي از بين بردن نحوست اين روز و پايان بخشيد به مراسم سيزده بدر و عيد سبزه هايي که از قبل سبز کرده اند در آب رودخانه ها و نهرها روان مي سازند و بر روي همديگر آب مي پاشند همچنين در نقاطي مانند سردشت، مهاباد و بوکان دختران و پسران جوان براي گشايش بخت خود و برآورد شدن نيات و آروزهاي خود تعداد هفت يا سيزده عدد سنگ ريزه به پشت سر خود انداخته و دعا مي کنند که خود و خانواده شان از قضا و قدر الهي در سال جديد به دور باشند
آداب و رسوم نوروز در سنندج
|
عيد نوروز داراي قدمتي بس کهن است. جشن سال نو، که ما آن را نوروز
ميناميم، نزد سومريان نيز شناخته شده بود و عناصر اصلي آن در ميان مردم مصر
نيز رواج داشته است. پيشينه نوروز نه تنها به دوران مشترک هند و اروپايي باز
ميگردد، بلکه در ميان اقوام کهنتر نيز وجود داشته
است. |