به نــام خـــــدا مراسم نوروز در اصفهــان

 

 

 

 

 

عيد نوروز يکی از اعياد بزرگ و يادگار چند هزار ساله مردم ايران است و اين عيد از آنجا که مصادف با بيداری و تجديد حيات طبيعت است و هنگامی آغاز می شود که سردی زمستان پايان يافته و در دشت و صحرا لاله و ريحان روئيده است با نشاط و سرور زيادی برگذار می شود . اين عيد در ابتدا يک جشن ملی بود ولی در اثر حوادثی که در اين ايام بعدها اتفاق افتاده جنبه دينی و مذهبی به خود گرفته و جلال و عظمت بيشتری يافته است .

مردم اين منطقه پيدايش جشن نوروز را به جمشيد نسبت می دهند و در اين باره می گويند پس از آنکه جمشيد دست بدان را از بد و دست بيدادگران را از بيداد کوتاه کرد و آيين زندگی را به مردم آموخت ، مردم به شکرانه اين پيروزی يعنی غلبه حق بر باطل ، و غلبه حق بر ظلم و بيداد چنين روزی را جشن گرفتند و آنروز را نوروز خواندند . بعضی افراد نيز عقيده دارند که جمشيد در اصل همان سليمان پسر پيامبر داوود است که از طرف خداوند مأمور اصلاح جامعه و نابودی ظلم و بيداد گرديده بود و برخی عقيده داشتند که نوروز همان روزی است که کاوه آهنگر عليه ضحاک قيام کرد و در اين روز فرشتگان به زمين آمدند و به کمک کاوه شتافتند .

در مورد عيد نوروز احاديثی از ائمه (ع) نيز داريم از جمله :

از حضرت امام جعفر صادق (ع) نقل شده است که در اين روز کشتی نوح بر کوه جودی به زمين نشست و نيز روايت کرده اند که حلقت عالم در چنين روزی انجام گرفته  و حضرت ابراهيم (ع) در اين روز عليه بتها قيام نموده است . حضرت موسی نيز در اين روز بنی اسرائيل را از قيد بندگی و اسارت نجات داده و از نيل گذشته است . پيامبر اسلام حضرت محمد (ص) نيز در همين روز به پيامبری مبعوث گرديده است . حضرت امام قائم امام زمان ( عج ) هم در چنين روزی ظهور خواهد کرد . همچنين ايرانيان عقيده دارند روزی که حضرت علی (ع) به جانشينی پيامبر اسلام برگزيده شده و بر مسند امامت و خلافت نشست مصادف با نوروز بوده است .

نوروز از آن شد پر شعف ، هم صاحب عز و شرف    

کانروز سالار نجف ، آمد به تخت سروری

در منطقه ميمه در تمام قراء و قصبات همه از بزرگ و کوچک ، فقير و غنی به آداب و رسوم عيد نوروز پای بند و علاقمند هستند و در اجرای سنن باستانی اين عيد ملی مذهبی سخت می کوشند ، چندين روز ( حداقل 5 روز ) دست از کار می کشند و ايام و ساعات خود را صرف ديد و بازديد و صرف عيش و نوش و سور و سرور و خوردن اطعمه لذيذ و شيرينی و تنقلات و تفريح و خنده می کنند . لباس نو می پوشند ، تخم مرخ رنگ کرده درست می کنند ، به ديدن يکديگر می روند و روی يکديگر را می بوسند و سال نو را به خويشان و دوستان تبريک می گويند و برای آنها پيروز بختی و شادکامی آرزو می کنند . به يکديگر عيدی و هديه می دهند . اکثر مراسم خواستگاری و جشن عقد و عروسی در اين زمان برپا می شود و خلاصه در انجام مراسم نوروزی و برپاداشتن آداب و رسوم کهن باستانی و گرامی داشتن عقايد دينی و مذهبی سنگ تمام می گذارند .

چند هفته قبل از عيد جنبشی خاص در مردم پديد می آيد . لباس نو می خرند ، خانه تکانی می کنند ، جامه ها را می شويند . فرشها را می تکانند ، در و پنجره و شيشه و پله و غيره را تميز می کنند ، از تمام اثاث خانه گرد می زدايند تا در شب و موقع تحويل سال همه اتاقها و زوايای خانه پاک و پاکيزه باشد . در قديم روز قبل از تحويل سال به حمام می رفتند و سر و تن خود را خوب می شستند و به دست وپای خود حنا می زدند .

آتش‌افروزى و جل جلانى


در نطنز و آبادى‌هاى آن رسم است که در شب‌هاى هفدهم، هيجدهم و نوزدهم دى‌ماه کودکان در دسته‌هاى مختلف جمع مى‌شوند و هر دسته در يکى از تپه‌ها و بلندى‌هاى آبادى بوته و خار و هيزم را که از پيش جمع کرده‌اند آتش مى‌زنند به‌طورى‌که شعله‌هاى آتش سراسر آبادى را روش کند. آنها معتقدند روشنائى اگر به درخت‌ها برسد آن‌ سال ميوه و سردرختى بيشتر مى‌شود و آفات از بين مى‌رود.

 برخى به نيت آنکه درختان ميوه بيشترى بدهند به قبرستان رفته و سنگ‌هاى کوچک و بزرگ جمع مى‌کنند و به شاخه‌هاى درختان مى‌آويزند. در مراسم آتش‌افروزى بعد از خاموش شدن آتش‌ها و تاريکى دوباره به ده برمى‌گردند و به يک نفر توبرهٔ بزرگى مى‌دهند و به‌حالت گروهى به در خانه‌ها رفته، گاهى دسته‌ها با هم برخورد مى‌کنند و با هم درگير مى‌شوند تا يکى پيروز شود.


 شب اسفند
در کاشان و اطراف آن ماه را سى‌روز محاسبه مى‌کنند و براى گرفتن جشن شب اول اسفند قرار جشن مى‌گذارند. از يک‌ماه تا چهل روز پيش از اسفند قرار مى‌گذارند که در يک روز و يک شب همه
ٔ اهل آبادى شب اسفند بگيرند. اين نوع محاسبه را به کاشى‌ها منسوب مى‌دارند. Image


چله
ٔ بزرگ و چلهٔ کوچک
در مرق (
Marag) کاشان براى زمستان تقسيم‌بندى مخصوص دارند: ده روز اول زمستان و چهل روز بعد از آن‌را ”چلهٔ بزرگ“ و بيست روز بعدى را ”چلهٔ کوچک“ مى‌دانند و به ده روز بعد ”امن و بهمن“ مى‌گويند. از ده روز باقى‌مانده هفت رو”سرما پيرزن“ و سه روز ”سرما عجوزه“ است.


در جوشقان استرک کاشان هم چله از دهم دى‌ماه شروع مى‌شود و تا بيستم بهمن ادامه دارد. اين چهل روز را به چهار قسمت کرده‌اند که هر قسمت ده روز است و هر ده روز نامى دارد: ده روز اول را چله
ٔ بزرگ يا چلهٔ قوس مى‌نامند. ده روز دوم را چلهٔ کوچک و ده روز سوم را چلهٔ برزگر و ده روز چهارم را چلهٔ جولا مى‌نامند. در اين مدت بنا به‌رسم محل برزگران به‌خانهٔ مالک مى‌روند و برف بام‌ها را پائين مى‌کنند. در آن روز زن ارباب آش هوا مى‌پزد تا بعد از روئيدن برف‌ها از اين آش ميل کنند.


 اسنبدى کاشان
مردم کاشان و اطراف آن ماه‌هاى سال ار سى روز حساب مى‌کنند و يک سال را سيصد و شصت روز و حساب پنج‌روز باقيمانده را جدا نگه مى‌دارند و آن‌را پنجه مى‌نامند. به اين ترتيب، بيست و پنجمين بهمن ماه تقويم رسمى شب اول اسفند است که آن‌را شب اسبند رعينى يا زراعتى مى‌نامند و عقيده دارند هر سال ده پانزده روز قبل از رسيدن اسفند باد معتدل مى‌وزد که به آن ”باد اسبند“ مى‌گويند و آن‌را پيک بهار مى‌دانند.


در اين شب دکاندارها دکان‌ها را چراغانى مى‌کنند. آرايش دکان‌هاى سبزى‌فروشى بسيار زيبا صورت مى‌گيرد. آجيل‌فروشان براى اسبندى آجيل آچار درست مى‌کنند و خوردن اين آجيل در اين شب رسم است.
اهالى کاشان در اين شب براى شام پلو مى‌پزند و پلو ماهى دودى يا چلو با کوکو مى‌پزند يا کشمش‌پلو مى‌خورند. پنير و ماست نيز بر سر سفره براى شگون مى‌گذارند. معتقدند در اين شب نبايد تخم‌مرغ خوردو بايد آن‌را در خانه نگاه داشت.


 مراسم ازدواج
ازدواج با خواستگارى آغاز مى‌شود. اگر والدين دختر موافقت خود را اعلام نمايند. داماد در شبى خوش‌يمن خوانچه به خانه
ٔ عروس مى‌فرستد. اين خوانچه از شيريني، يک جلد قرآن، آئينه، سبزي، شربت، حنا، هل، ميخک، دارچين، نمک، کندر، تخم‌مرغ، شانه، اسفند و ابريشم هفت‌رنگ است. اين شکل از مراسم بيشتر از جندق مشاهده مى‌شود.


هنگام بردن خوانچه کسى پيشاپيش گروه قصيده‌اى در مدح ائمه اطهار مى‌خواند و بقيه صلوات مى‌فرستند. و وارد خانه عروس مى‌شوند. بعد از اين مرحله مراسم عقد با حضور بستگان دو طرف برگزار مى‌شود. در اين مراسم زنى با سوزن خياطى ابريشم هفت رنگ را به سر عروس و داماد مى‌کشد يعنى آنها را به‌هم مى‌دوزد تا پيوند آنها ابدى شود.


صبح روز بعد دو مرد و دو زن از بستگان عروس و داماد مردم را براى صرف چاى و شيرينى دعوت مى‌کنند. به اين رسم طلبون مى‌گويند. در اين مجلس يک زن خوش‌شانس حلقه‌اى به‌دست عروس و کفشى به پاى او مى‌کند. سه روز بعد مجلس سيمان عروس برگزار مى‌شود که مردها در خانه داماد و زن‌ها درخانه عروس جمع مى‌شوند.


مراسم زفاف و بردن عروس سه چهار روز بعد از عقد يا چند ماه و حتى دو سال هم مى‌تواند طول بکشد. يک هفته پيش از آن مراسم رخت برون و يک روز پيش مراسم آرايش عروس برگزار مى‌شود. سپس عروس را به حمام مى‌برند و حنابندان انجام مى‌شود. همين مراسم به‌طور جداگانه براى داماد برگزار مى‌شود. سپس همه به خانه
ٔ عروس مى‌روند و داماد يکى دو ساعت کنار عروس مى‌نشيند و زن‌ها براى ديدن عروس مى‌آيند و سر و صدا را مى‌اندازند. سپس داماد به‌خانه مى‌رود تا مقدمات را فراهم کنند اواخر شب داماد و عده‌اى از مدعوين به خانه عروس رفته تا عروس را بياورند.

 اين مراسم با دايره دمبک و غزل‌خوانى برگزار مى‌شود. عروس را از زير قرآن رد مى‌کنند و زنى آئينه بزرگى روبه‌روى صورت عروس مى‌گيرد. عروس از پدر و مادر خود خداحافظى مى‌کند. و مردها با قصيده و غزل‌خوانى از جلو و زن‌ها با گفتن هولولو و شاباش از ؟؟؟ به‌سمت خانه داماد به‌راه مى‌افتند. مقابل خانه داماد عروس مى‌ايستد تا داماد پاانداز را تقديم کند. سپس داماد چند انار يا سيب به سمت عروس پرت مى‌کند.

 جلو در خانه داماد عروس را در آغوش مى‌گيرد و به حجله مى‌برد. دائى يا عموى عروس وارد حجله مى‌شود و سوره الرحمن تلاوت مى‌کند و سر عروس و داماد را به‌هم مى‌زند تا خجالت آنها بريزد. جمعيت متفرق مى‌شوند. داماد و عروس بايد با آفتابه لگن پاى يکديگر را بشويند. داماد اين آب را به چهارگوشه خانه مى‌ريزد.
روز بعد والدين عروس ناهار مى‌فرستند و اقوام هديه‌اى به‌نام در حجلگى مى‌برند.


مراسم نوروز


چهارشنبه‌سورى


غروب سه‌شنبه آخر سال بانوى خانه بوته‌اى را آتش مى‌زد و آن‌را در کوچه مى‌انداخت. کوزه آبى با چند دانه اسفند هم روى آتش مى‌ريخت تا بلا دور شود. شب چهارشنبه‌سورى فالگوشى و فال‌کوزه انجام مى‌شد.


 تحويل سال


شب عيد نوروز را پلو مى‌پختند. سفره پهن مى‌کردند و انواع خوراکى‌ها استفاده مى‌شد.

 

نام : زهــرا

نام خانوادگي : رمضان پور

كلاس : 3/3

مدرسه راهنمايي شهداي اطلاعـــات